به کجا چنین شتابان؟...
گَوَن از نسیم پرسید
دل من گرفته زین جا،
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟
همه آرزویم، امّا
چه کنم که بسته پایم...
به کجاچنین شتابان؟...
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
سفرت بخیر امّا تو ودوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها ،به باران،
برسان سلام ما را...
...
نظرات ()
خالی می شوم
انگار از درون فرو می ریزم
چونان ساعتی شنی مغلوب ثانیه ها
آیا کسی به خاطر خواهد داشت
آنرا برگرداند؟
اما دوباره فرو می ریزند لحظاتم
چون جان کندن و پر پر زدن پرنده ای
در آرزوی پرواز
سر به عقب افتاده چشم به آسمان
من
با بالهای سوخته هم
یاد پرواز را فراموش نمی کنم.
منصوره
نظرات ()