از کنارم می گذريد

 
سرآغاز
نویسنده : منصوره میرحسینی - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦
 

باز هم اسیرم می کنید

در بند دو چشم سیاه

که نمی دانم

از منند

تا من

یا از منند

 تا بی نهایت

انتهای نگاهتان کجاست

که هر چه می روم

 نمی رسم

 کجای این خواب مبهوت مانده اید

آنجا که ماه تقسیم شد ؟

یا آنجا که لبخند زد مهر !

یا آنجا که فقط دیدی

 ماه به سویت چرخید

و سلامت را پاسخ گفت؟

لبخند مهر پر کنایه بود

و تو مبهوت همان لبخند

دام را ندیدی

و

هنوز هم

وسعتش را نمی بینی

در کدامین لحظه توقف کرده اید

که زمان هم از شما جا مانده است

رهایم نکنید

شاید از درون این سیاهیتان

همه سپیدی صبح را ببینم.

منصوره

 

 


 
comment نظرات ()