از کنارم می گذريد

 
ببین.بشنو.ببوی
نویسنده : منصوره میرحسینی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧
 

بهار آمد ، بهار آمد ، بهار خوش عذار آمد

خوش و سرسبز شد عالم ، اوان لاله زار آمد 

ز سوسن بشنو ای ریحان ، که سوسن صد زبان دارد

به دشت آب و گل بنگر که پر نقش و نگار آمد

 گل از نسرین همی پرسد که « چون بودی در این غربت؟ »

همی گوید :« خوشم ، زیرا خوشیها زان دیار آمد.»

 سمن با سرو می گوید که « مستانه همی رقصی؟!»

به گوشش سرو می گوید که :« یار بردبار آمد.»

 بنفشه پیش نیلوفر درآمد که « مبارک باد!

که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد.» 

همی زد چشمک آن نرگس به سوی گل که « خندانی ؟!»

بدو گفتا که « خندانم ، که یار اندر کنار آمد.»

 صنوبر گفت :« راه سخت آسان شد به لطف حق.»

که هر برگی به ره برّی چو تیغ آبدار آمد

 ز ترکستان آن دنیا بنه ی  ترکان زیبا رو

به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد 

ببین کان لک لک گویا بر آمد بر سر منبر

که « ای یاران آن کاره ، صلا ، که وقت کار آمد.» 

مولانا 

بهاران بر زنده دلان مبارک 


 
comment نظرات ()