از کنارم می گذريد

 
کوری
نویسنده : منصوره میرحسینی - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧
 

می جویند دستانی لرزان

آنچه را که نشانی از توست

رشته ای از نور

در جستجویت همه خارزار را گشتم

 بگو تاول انگشتانم درمان می شوند؟

چه کسی گفت خانه ات اینجاست؟

تو که همه لطافتی

در این جنگل یخهای بران چه می کنی؟

چرا راه همیشه از باتلاق شک می گذرد؟

من

بدون چشم

با دستانی خونبار

بی سایه

به جستجوی تو آمدم

روا نیست سرگردانی

...

 

منصوره


 
comment نظرات ()