خالی می شوم
انگار از درون فرو می ریزم
چونان ساعتی شنی مغلوب ثانیه ها
آیا کسی به خاطر خواهد داشت
آنرا برگرداند؟
اما دوباره فرو می ریزند لحظاتم
چون جان کندن و پر پر زدن پرنده ای
در آرزوی پرواز
سر به عقب افتاده چشم به آسمان
من
با بالهای سوخته هم
یاد پرواز را فراموش نمی کنم.
منصوره
نظرات ()