از کنارم می گذريد

 
در خلوت ازلی ...
نویسنده : منصوره میرحسینی - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸
 

در خلوت ازلی ازاو پرسید با تو چه کنم ؟

خود بگو.

کدامین خواهی بود؟

چون اسماعیل گلویی بریده و خون چکان عشق

یا چون ابراهیم دیده پر اشک و دست خون آلوده به عشق؟

قوچ عرشی در میان نیست

سرنوشتیست محتوم.

یا قربان کن یا قربانی بشو

گفت : خوش خوش می فریبی جانا؟

من هر دو خواهم بود.

منصوره


 
comment نظرات ()