دیوانگی

جان کندن است این تشنگی

چون تشنگی آفتاب

روا مدار

سرگردانی و تشنگی اینچنین

جان خسته ، خسته می کند زمین را

روح دیوانه، حیران کند عالمی را

چون طوفانی محبوس در حباب

تلنگری کافیست

تا وارهم

ازاین حبس جانفرسا...

منصوره

/ 4 نظر / 19 بازدید
ندا

بسیار عالی عزیزم...

ابراهیم

جهانی دیوانه می شود در گیرودار سرگردانی و تشنگی مداوم و حیرانی عالمی روح خسته ای را سیراب می کند طوفان اگرچه محبوس محتاج تلنگریست تا طوفان شدن...

بهار

عزیزم خیلی قشنگ می نویسی اما چقدر غمگین بود...

مریمی

فریاد بزن, دیوانگی کن...(البته دور از جون[چشمک])