بهت

خارج از ملک آسمانیت

 همه دوزخ است

کاش هرگز نبود ،بودی اینچنین

درمیان هیاهوی تندیسهای سنگی

چه می کنی با موری حقیر؟

معجزه این نبود که

 موری تاب آورد

 زیر بار سنگینی فهم عالمی چون تو؟

زیر بار عشقت

نگاهت

نامت حتی؟

کمر شکستی نازنین

تاب موری کجا بهت در پیشگاه تو کجا...

بعد از این

 منم و

 دوزخی به وسعت دنیا

و حسرتی بی پایان

 

منصوره

/ 4 نظر / 18 بازدید
ابراهیم

دوزخ آنچنان به زمین آمده که هر روز لهیبش پر شررتر می شود خواه موری باشی خواه فیلی تنومند و باری بر دوشت می نهند که گویی تویی و جز تو بارکشی نیست این مسیریست که خود انتخاب کرده ای و باز گشتی برآن متصور نیست بارت را بر دوش بکش صبور،آرام، استوار و حسرت مبر بر اینکه تو موری و باری دهشتناک بر جان نحیفت یقین که روزی چنان سبکبال پر می گشایی که مایه رشک آسمانیان می گردی باشد که باشی

مریمی

نه دوستم...

مهدیس

آره .... الان منم و دوزخی به وسعت دنیا ... چقدر هم خفقان آوره منصوره ....